درک درست از تحولات سیاسی-اجتماعی ایران،به خصوص سال های پس
از پیروزی انقلاب اسلامی،از نیازهای جدی نسل جوان است.این هدف محقق نمی شود مگر
منابع،اطلاعات و تحلیل درست،صادقانه و علمی درباره تحولات در اختیار آنان قرار
گیرد.در این میان شناخت ماهیت جریان های فکری-سیاسی بسیار ضروری است زیرا باعث
برخورد آگاهانه،هوشیارانه و سنجیده تر جوانان با جریانات و مسائل سیاسی در حال و
آینده خواهد شد.
کتاب "جریان شناسی سیاسی در ایران" سعی دارد به
این مهم بپردازد.کتاب دارای سه فصل با عناوین:«کلیات و مبانی نظری پژوهش»،«نگاهی
به جریان ها و آرایش نیروهای سیاسی در ایران از1320 تا 1357» و «جریان شناسی سیاسی
اسلام گرا» می باشد.
دکتر "علی دارابی"-نویسنده کتاب-با اشاره به پنج
جریان عمده تاثیر گذار بر حیات سیاسی ایران در دوران معاصر،یعنی:مذهبی یا اسلام
گرا؛ملی گرا یا ناسیونالیست؛چپ یا مارکسیستی؛ترکیبی یا التقاطی و سلطنت طلب،هدف
اصلی کتاب را شناخت جریان های سیاسی با رویکرد اسلام گرا پس از پیروزی انقلاب
اسلامی می داند.
وی «جریان سیاسی» را اینگونه تعریف می نماید:«یک حرکت سیاسی
پویا و زنده که با برخورداری از ایدئولوژی مشخص و گرایش های فکری درونی به مدد
رهبران خود بر نظام سیاسی و نیز اقشار مختلف جامعه تاثیر می گذارد و
جبهه،جناح،حزب،سازمان یا نهاد و گروه ویژه خود را بنیان می نهد با اهداف مختلفی از
جمله:کسب قدرت،تشکیل حکومت،کادرسازی،بسیج مردم و...».
منظور وی از «جریان سیاسی اسلام گرا» احزاب،تشکل ها،اشخاص و
گفتمان هایی است که هریک،از گفتمان اسلام سیاسی قرائت خاص خود را داشته و دارند.
دارابی مبانی و
شاخصه های جریان اسلام گرا را اینگونه بر می شمرد:«اعتقاد عمیق به اصول و مبانی
دینی؛مبتنی بودن بر آموزه های تشیع؛اعتقاد به مهدویت؛پیوند دین و سیاست؛پیوند
اسلام و روحانیت؛اعتقاد به مرجعیت و ولایت فقیه؛نفی استبداد و تاکید بر مردم
سالاری دینی؛استعمار ستیزی و تاکید بر قاعده نفی سبیل؛اتحاد و انسجام جهان اسلام».
قسمت اصلی کتاب که اکثر حجم آن را هم به خود اختصاص داده
فصل سوم است که از پنج بخش تشکیل شده است:
*بخش اول با عنوان:«تبیین مفهومی و جامعه شناختی جریان
اصولگرا(راست)» با تفکیک این جریان به دو طیف "راست سنتی" و "اصولگرا"
به بیان نحوه شکل گیری،موسسین،دیدگاه ها و مواضع سیاسی،اقتصادی و فرهنگی و تحولات
درونی آنها می پردازد.
نویسنده پس از برشمردن مولفه های اصولگرایی یعنی:«اعتقاد به
جامعیت دین در اداره امور جامعه؛قانون گرایی؛مردم سالاری دینی؛شایسته سالاری؛پذیرش
نظارت عمومی؛پذیرش عقلانیت و خرد جمعی؛التزام عملی به اصول و مبانی انقلاب
اسلامی؛عدالت خواهی؛اعتدال و میانه روی؛توجه بایسته به علم و دانش و تولی و تبری»
به شباهت ها و تفاوت های راست سنتی و اصولگرایی در برخی از اصول می پردازد و نتیجه
می گیرد:«اصول گرایی آرمان، گفتمان، پارادایم و یک ایدئولوژی است.اما اصولگرایان
آن دسته از فعالان عرصه سیاست و اجتماع هستند که دوست دارند و مایل اند که به این
نام شناخته شوند و لذا میان این دو تفاوت است،درست مانند تفاوتی که میان اسلام و
مسلمانان است».
در این بخش به گروه و حزب خاصی از جریان راست و اصولگرا
پرداخته نشده و به بیان کلیاتی درباره آنها اکتفا شده است.
*«روحانیت؛از اتحاد و ائتلاف تا تحول و دگرگونی
جریانی-جناحی» نام بخش دوم این فصل است که به بررسی تاریخچه و مواضع "حزب
جمهوری اسلامی"،"جامعه روحانیت مبارز تهران" و "جامعه مدرسین
حوزه علمیه قم" اختصاص دارد.
در انتهای این بخش "حزب موتلفه
اسلامی"،"جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی" و "ائتلاف آبادگران
ایران اسلامی" مورد بررسی قرار گرفته اند.به نظر می رسد این سه جریان راست و
اصولگرا باید در بخش اول معرفی می شدند.
*عنوان بخش سوم «تبیین مفهومی و جامعه شناختی جریان چپ تا
اصلاح طلب» است.
نوسنده در این بخش با تفکیک این جریان به "چپ
سنتی" و "چپ مدرن(اصلاح طلب)" به بیان تاریخچه و دیدگاه های این دو
طیف و رهبران و حامیان آن می پردازد.
«گرایش شدید به رفتار رادیکالی و تند،دفاع از تمرکزگرایی در
اداره امور،تجویز دین حداکثری و محدود کردن قلمرو آزادی ها و حقوق شهروندی،دفاع از
دولت گرایی حداکثری و مخالفت با خصوصی سازی،دفاع از محرومان،حاشیه نشینان و اقشار
آسیب پذیر و طرفدار عدالت اجتماعی،استکبارستیزی و ولایت مطلقه فقیه را فصل الخطاب
دانستن در همه امور» از ویژگی های جریان چپ سنتی یا اسلامی است.
نوسنده در ادامه ضمن اشاره به تفاوت های مهم میان این دو
طیف-ازجمله درباره ولایت فقیه،اقتصاد،عدالت اجتماعی و...-به تفصیل به بررسی
تاریخچه و دیدگاه ها و چگونگی تحول و نقد مواضع و عملکرد هفت گروه و حزب چپ و
اصلاح طلب از جمله:"سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی"،"حزب کارگزاران
سازندگی" و "حزب مشارکت ایران اسلامی" می پردازد.
*بخش چهارم «جریان سوم» نام دارد.
«جریان سوم عنوان اشخاص،احزاب،گروه ها و تشکل هایی است که
در یک اصل همه آن ها مشترک هستند و آن اینکه:دوران حاکمیت دو جناح چپ و راست به سر
آمده است و کشور باید از حاکمیت دو جناح عمده خارج شود.جریان سوم خود را مدعی
گفتمان و روش تازه ای برای اداره امور جامعه می داند».
مولف جریان سوم را به دو گروه "موافق" و
"مخالف" نظام تقسیم نموده و در ذیل هر کدام نمونه هایی را معرفی و بررسی
می نماید.
"جریان سیاسی مدرسه حقانی و به خصوص آرای سیاسی مصباح
یزدی"،"جمعیت دفاع از ارزش های انقلاب اسلامی" و "محسن
رضایی" به عنوان جریان سومی های موافق نظام که گفتمان،رفتار و برنامه های دو
جریان راست و چپ را برای اداره کشور پاسخگو نمی دانند،مورد بررسی قرار گرفته اند.
"نهضت آزادی ایران" و روحانیونی مثل"سیدکاظم
شریعتمداری" و "حسینعلی منتظری" از مخالفین و منتقدین نظام هستند
که علی دارابی آنها را بخش دیگری از جریان سوم دانسته که فصل مشترکشان«به دنبال
جایگزینی برای نظام جمهوری اسلامی بودن»می باشد.
*آخرین بخش از فصل سوم با نام «دین اندیشان» به بررسی
انتقادی افکار و نظرات نمایندگان شاخص سه جریان فکری "سنت
گرایان"(سیدحسین نصر)،"ناقدان سنت و تجدد"(سیدجوادطباطبایی و مصطفی
ملکیان) و تجددگرایان(عبدالکریم سروش و مجتهدشبستری) اختصاص یافته است.هر چند مولف
به صراحت مناسبت پرداختن به این گروه از اندیشمندان را در کتابی که به جریان شناسی
سیاسی می پردازد عنوان نکرده است،اما از مطالبی که در لابلای فصول گذشته بیان شده
می توان دریافت که رهبران جریان های سیاسی-خصوصا اصلاح طلب-از آرای این متفکرین
درشکل دادن و یا بازسازی مبانی فکری و ایدئولوژیک جریان خود بهره برده اند،و این
دلیل اشاره به آنها در این کتاب می باشد.
در انتهای کتاب نام احزاب و تشکل های سیاسی کنونی ایران-که
مجوز فعالیت از وزارت کشور دریافت کرده اند-به همراه اسامی اعضای هیئت موسس آنها
آمده است.
از ویژگی های مثبت این کتاب جامعیت نسبی و به روز بودن آن
در حوزه جریان شناسی اسلام گرا و نگاه و رویکرد جریانی داشتن به رخدادها و تحولات
سیاسی است.
نویسنده علاوه بر دارا بودن تحصیلات در علوم سیاسی،خود فعال
سیاسی بوده و جزو موسسین "جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی" می باشد و اطلاعات
، تحلیل ها و دسته بندی های بدیعی در کتاب آورده که از امتیازات آن به شمار می
رود.
دیگر آنکه نویسنده به نقد جریان های مطرح شده-در حد بضاعت
خود-اقدام کرده است.(البته هیچگونه نقدی به جریان راست و اصولگرا وارد نشده است!)
کتاب«جریان شناسی سیاسی در ایران» در 637 صفحه توسط
انتشارات "پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی" در سال 1388 منتشر شده است.